خبرایران: حكایت عاشقی ساخته احمد رمضان زاده موفق شده است بازگو كننده فاجعه دردناك حلبچه و روایت قصه ای عاشقانه باشد و مانند برخی از آثار جشنواره امسال چشم به تقدیر و تمجید عده ای معدود از منتقدان ندوخته است.
حكایت عاشقی قصه عكاسی جوان است كه خانواده اش را در جنگ از دست داده و حالا یكه و تنها با دوربینی در دست به قصد ثبت وقایع جنگ به خط مقدم و مناطق جنگی و خطرناك گام نهاده است. علی به طور اتفاقی در روز حمله شیمیایی به حلبچه در حوالی آن منطقه كردنشین حضور دارد كه با شنیدن خبر بمباران شیمیایی به قصد ثبت فجایع بعثی ها به سمت شهر می رود و بانی خیر برای نجات گروهی زن و كودك شده و آن ها را از مرگ حتمی نجات می دهد. در بین این افراد دختری به نام چمین نیز كه خانواده اش را در جنگ از دست داده حضور دارد و علی به دختر كه نامزدش به تازگی اعدام شده علاقه مند می شود و... .
فاجعه حلبچه و آنچه بر سر مردم كردنشین آن منطقه در اسفندماه سال 66 آمد به حدی دردناك است كه می توان فیلم های بسیاری درباره آن ساخت اما تا به امروز در سینمای ایران به جز فیلم «اوینار» فیلم دیگری درباره مردم این منطقه و همین طور منطقه پاكدشت كه قربانیان اصلی حمله های شیمیایی در جنگ هشت ساله بودند ساخته نشده است. در فیلم «حكایت عاشقی» احمد رمضان زاده تلاش داشته با ساخت فیلم اش یك تیر و دو نشان بزند به شكلی كه هم درباره تراژدی دردناك حلبچه فیلم بسازد و هم روایتگر قصه ای عاشقانه باشد كه از بطن این ماجرا بیرون آمده؛ اما برداشتن این بار سنگین آن هم برای كارگردانی كم تجربه بسیار دشوار بوده است. ساختن فیلمی زندگینامه ای با پروداكشن پرخرج در قلب وقایع جنگی احتیاح به مهارت و تجربه ای دارد كه در توان رمضان زاده نبوده است.
مهم ترین مشكل فیلم «حكایت عاشقی» فیلم نامه ضعیف آن است. فیلم نامه ای كه تمامی محاسن فیلم از جمله طراحی صحنه و لباس خوب، بازی های مقبول و فیلم برداری و صدابرداری استاندارش را زیر سایه خود قرار داده است. كارگردان با در دست داشتن فیلم نامه ای نسبتا سطحی موفق به ایجاد فضاسازی و ملموس كردن سر و شكل روایت و قصه برای مخاطب و شناسنامه دار كردن كاراكترها نشده است.
ایراد دیگر فیلم این است كه به قصد و نیت ساخت فیلمی زندگینامه ای تولید شده اما عملا یك سوم ابتدایی آن سر و شكلی مستندوار دارد. یعنی نوعی دوپارگی در ساختار و لحن فیلم به چشم می خورد. سكانس های ابتدایی فیلم حتی با تصاویر و عكس های مستند از فاجعه حلبچه همراه هستند اما به مرور سبك ساختاری فیلم فرق كرده و به سمت ملودرام می رود.
با وجود تمام ایرادها اما «حكایت عاشقی» چندان هم دست خالی نیست. داستان و ایده ابتدایی فیلم خوب است و این قصه حتی با وجود ساختار ضعیف، توان همراه كردن مخاطب را با ماجراها و شخصیت هایش دارد. رمضان زاده اگر برای فیلمی كه پس از بیست سال دوری از عالم كارگردانی قصه و بستری ساده تر را انتخاب می كرد قطعا به نتیجه بهتری می رسید اما در شرایط كنونی هم می توان زحمت و تلاشی كه برای فیلم داشته و صداقتی كه در روایت قصه عاشقانه اش به خرج داده دید. رمضان زاده دست كم موقع ساخت فیلم به نیت خیرش كه بازگو كردن فاجعه دردناك حلبچه و روایت قصه ای عاشقانه بوده وفادار مانده و مانند برخی از آثار بی سر و ته جشنواره امسال چشم به تقدیر و تمجید عده معدودی از منتقدان ندوخته است.